همه پیام ها «ساخته» می شوند؛ این یکی از مهمترین مفاهیم کلیدی سواد رسانه ای است.
وقتی با کلمه «تالیف» روبرو می شویم ذهن مان سراغ اسم نویسنده یک کتاب و یا اسامی افراد در تیتراژ یک فیلم می رود. این درحالی است که این مفهوم کلیدی در سواد رسانه ای بسیار عمیق تر از این است. در این زمنیه باید دو بینش اساسی را در مورد همه رسانه ها پیش چشم خود داشته باشیم: «سازندگی» و «انتخاب»
- سازندگی: اولین بینش مهم رسیدن به این درک ساده اما عمیق است که: «متن های رسانه ای “طبیعی” نیستند، اگرچه “واقعی” به نظر می رسند.» متن های رسانه ای درست مثل ساختمان ها و یا بزرگراه ها ساخته می شود. برای ساخت یک ساختمان یا بزرگراه ابتدا طرحی تهیه می شود، سپس اجزا و عناصر مورد نیاز برای آن ساختمان یا بزرگراه (مثل بلوک، سیمان، میلگرد، آسفالت و…) جمع آوری می شوند و در انتها افرادی با مشاغل مختلف در ساخت آن ساختمان و یا بزرگراه مشارکت و در قبال آن دستمزدهای مختلفی دریافت می کنند. فرایند ساخت متن های رسانه ای هم به همین شکل است. چه در حال تماشای اخبار شبانه، عبور از کنار یک بیلبورد تبلیغاتی در خیابان و یا خواندن یک خبر در صفحه روزنامه باشید، باید بدانید که این پیام های رسانه ای که درحال تجربه آن هستید، توسط شخصی (یا احتمالاً افراد زیادی) نوشته شده، برای آنها تصاویری گرفته و ویرایش شده و در انتها یک تیم خلاق و بااستعداد همه این عناصر سازنده را کنار هم قرار داده است.
- انتخاب: بینش دوم درباره این است که در فرایند تولید هر پیام رسانه ای، انتخاب هایی انجام می شود. اگر برخی از کلمات گفته می شود؛ کلمات دیگری هستند که حذف می شوند. اگر یک عکس انتخاب شود، ممکن است ده ها عکس دیگر رد شده باشد. اگر پایان یک داستان یا یک مطلب به یک صورت نوشته شده؛ پایان های دیگری ممکن است مورد بررسی قرار نگرفته باشد. در این میان ما به عنوان مخاطب نمی توانیم کلمات، تصاویر یا پایان هایی را که رد شده اند، ببینیم یا بشنویم. ما فقط آنچه را که پذیرفته شده، می بینیم، می شنویم یا می خوانیم! هیچ کس هم هیچ گاه به ما توضیح نمی دهد که چرا برخی انتخاب ها خاص انجام شده و برخی دیگر نشده است.
نتیجه این است که هر آنچه فقط توسط چند نفر «ساخته» شده، برای بقیه ما «عادی» و پذیرفته می شود. در این مسیر رسانه ها را مانند هوایی که نفس می کشیم، مسلم تلقی می کنیم و پیام های آنها برای ما بدون تردید و سوال باقی می ماند. رسانه ها «واقعی» نیستند، اما آنها به شیوه های واقعی بر مردم تأثیر می گذارند، زیرا ما از آنچه که توسط آنها به ما داده می شود برای خود معنی می گیریم و معنی می دهیم.
موفقیت متون رسانه ای به طبیعی بودن ظاهری آنها بستگی دارد. ما یک برنامه تلویزیونی را که «جعلی» به نظر می رسد خاموش می کنیم. اما حقیقت این است که همه چیز جعلی (یا ساختگی) است – حتی اخبار. البته این بدان معنا نیست که ما هنوز نمی توانیم از یک فیلم لذت ببریم یا با آهنگ مورد علاقه مان همخوانی کنیم و یا وقت مان را برای یا برای دریافت برنامه های خبری تنظیم کنیم. مهم نوع برخورد و مواجهه ما با این گونه پیام های رسانه ای است.
داستان «مامان خرسی و کیک سیب» می خواهد به کودکان بیاموزد که پیام های رسانه ای نیز یک سازه مصنوعی و ساخته دست بشر هستند و بوسیله انتخاب های سازندگان آن بوجود آمده اند.









دیدگاهتان را بنویسید