در علم ارتباطات، رسانه وسیله یا ابزاری برای رساندن داده یا اطلاعات است. اصطلاح رسانه به صورت گسترده برای اشاره به گستره ای از ابزار به کار رفته میشود که انسانها در طول تاریخ از آنها برای ارتباط با هم در مورد یک واقعیت مشترک استفاده کردهاند. رایجترین موارد از این دست مجموعه ای از تکنولوژیهای مدرن (از چاپ مطبوعاتی گرفته تا اینترنت) است که ارتباطات میان فضاها، زمانها و گونههای جمعی را تسهیل میکند.
واژه شناسی رسانه
رسانه در زبان فارسی واژه ای نسبتاً جدید محسوب میشود. این واژه معادلی برای کلمات Medium (رسانه) و Media (رسانهها) است. همانطور که خود واژهٔ «رسانه» نشان میدهد، ماموریت رسانه، رساندن است: رساندن حرفها، پیامها و دیدگاههای یک فرد یا یک مجموعه به افراد، گروه و مجموعههای دیگر. به همین علت، یکی از کارکردهای اصلی رسانه را ایجاد ارتباط میدانند. بنابراین هر ابزار، روش و وسیلهای که برای ارتباط به کار برود، رسانه است.
از این رو شاید ترجمهٔ درست تر و غیرلفظی تر Media و Medium «رسانه» نباشد، بلکه «واسطه» باشد. مثلاً به جای رسانه های خبری باید بگوییم واسطههای خبری و به جای رسانه های اجتماعی باید بگوییم واسطههای اجتماعی.
با توجه به این توضیحات، در معنایی گسترده میتوان از «علامت دادن با دود» و «پرتاب سنگ به شیشهٔ همسایه» تا «استفاده از شبکه های ماهوارهای» و «حضور در شبکه های اجتماعی» را مصداق استفاده از ابزار رسانه ای دانست. اما طبیعتاً وقتی در گفتگوهای روزمره از رسانه حرف میزنیم، معنای مشخصتر و محدودتری در ذهن داریم. بگذارید به چنین فهرستی فکر کنیم: تلویزیون، فیلم، رادیو، روزنامه، اینترنت و مانند اینها. شاید مناسب باشد که رسانه را شامل همهٔ تکنولوژیهایی بدانیم که پیامها را به مخاطبان خود در نقاط مختلف یک منطقه، یک کشور، یا جهان میرسانند.
گستره رسانه
از آنجا که طی سالهای سال، هر آنچه از شکلهای جدید فرهنگ و تکنولوژی ظهور کرده زیر چتر واژهٔ رسانه قرار گرفته، کلمهٔ رسانه طیف گستردهای از معانی را پوشش میدهد.
صد سال قبل، برای رسانه از واژهٔ Press استفاده میکردند. چون رسانهها غالباً چاپی بودند و کلمهٔ پرس به دستگاه پرس چاپخانه اشاره داشت.
در سالهای ۱۹۴۰ به مجموعهٔ «سینما، رادیو، تلویزیون و محصولات مکتوبی مانند روزنامهها و مجلات» رسانهٔ انبوه (Mass Media) میگفتند.
بعداً که کلمهٔ انبوه حذف شد، ما آن بار معنایی اولیه، یعنی ارسال پیام از تعداد محدودی منبع به تعداد نامحدودی مخاطب را فراموش کردیم و چیزی که در خاطرمان ماند این بود که کتابها، نمایشها و فیلمها، داستانها، آهنگها، عکسها، کلیپهای ویدئویی و بازیها همگی در یک «دسته» قرار میگیرند و آن «رسانه» است.
قطعاً ناهمگونیها و تفاوتهای بسیاری میان اینها وجود دارد. اما ما همچنان آنها را متعلق به یک دسته میدانیم.
امروزه در دهههای نخست قرن بیستویکم، در عین این که روزنامهنگاری و ژورنالیسم هم زیرمجموعهٔ کار رسانهای محسوب میشود، اما رسانه به اینها محدود نمیشود و بسیاری از چیزها، حتی اپلیکیشنهای موبایل را در بر میگیرد.
واژهٔ رسانه امروز به همهٔ کانالها و پلتفرمهایی که «محتوا» در اختیار ما قرار میدهند، و شرکتهایی که آنها را اداره میکنند یا دسترسی به آن محتواها را به ما میفروشند، اشاره دارد.
چهار ستون رسانه
رسانه چهار ستون اصلی دارد که حتی بدون یکی از آنها نمیتوانیم بگوییم رسانه وجود دارد. تمام صاحبنظران این چهار ستون اصلی را در تمام رسانهها (از رسانه سنتی تا رسانه الکترونیکی و رسانه دیجیتال) ضروری دانستهاند:
- فرستنده: کسی یا گروهی که سازنده پیام هستند.
- پیام: اطلاعات و محتوایی که باید منتقل شود.
- مخاطب: کسی که باید پیام به او رسانه شود.
- بستر ارتباطی: ابزاری که پیام را منتقل می کند.
فرق رسانه و ابزار
در بیشتر گفتگوها و نوشتهها، اصطلاح «رسانه» را به معنای «ابزار رسانهای» هم به کار میبرند. در حالی که این دو اصطلاح با هم فرق دارند و حتی اگر عادت داریم به جای هر دو از یک واژه استفاده کنیم، لازم است تفاوت آنها را مد نظر قرار دهیم:
فرض کنید شما میکروفن در اختیار دارید و میزی هم در یک سالن به شما دادهاند تا پشت آن بنشینید و سخنرانی کنید. شما به «ابزار رسانهای» دسترسی دارید. اما تا وقتی حرفی برای گفتن نداشته باشید و مخاطبی در سالن نباشد و به حرفهای شما گوش ندهد، «رسانه» ندارید.
به شکل مشابه، داشتن یک اکانت در شبکههای اجتماعی یا در اختیار داشتن یک ایستگاه بزرگ رادیویی یا تلویزیونی هم به معنای «رسانه داشتن» نیست. اینها صرفاً ابزارهای رسانهای هستند و نقش بستر ارتباطی را ایفا میکنند. رسانه زمانی شکل میگیرد که علاوه بر بستر (یا ابزار) دو ستون دیگر هم فراهم باشد: پیام (یا محتوا) و مخاطب.
رسانه های جمعی یا رسانه های گروهی
سه اصطلاح «رسانه جمعی»، «رسانه گروهی» و «رسانه انبوه» تقریباً هممعنا هستند و همهٔ آنها را میتوان معادل Mass Media دانست. حتی بدون این که رسانه جمعی را تعریف کنیم، به شکل شهودی میدانیم که رسانههایی مثل رادیو، تلویزیون و روزنامهها جزو رسانههای جمعی محسوب میشوند.
اما از آنجایی که شکل و کارکرد رسانهها در چند دههٔ اخیر تغییر کرده، لازم است تعریف دقیقتری برای رسانههای جمعی در نظر بگیریم تا متوجه شویم کدام رسانهها از دایرهٔ رسانههای جمعی خارج شده و چه اعضای جدیدی به خانوادهٔ این رسانهها افزوده شدهاند.
سادهترین تعریف رسانه جمعی چیزی از این جنس است: رسانه انبوه، یا رسانه گروهی، یا رسانه جمعی به رسانههایی گفته میشود که سازمان و مجموعهٔ فرستنده میتواند به وسیلهٔ آنها پیام خود را به حجم وسیعی از مخاطبان برساند.
رسانهٔ انبوه دو ویژگی مهم دارد:
- ارتباط «یک به زیاد» یا «One to Many» به این معنی که یک فرستنده پیامش را برای تعداد زیادی مخاطب میفرستد.
- ارتباط «یک سویه» به این معنی که پیامها صرفاً از سمت فرستنده برای گیرنده ارسال میشوند.
باید به این نکته هم اشاره کنیم که بعضی صاحبنظران معتقدند که اساساً در دوران معاصر، رسانهٔ انبوه به آن شکلی که قدیم میشناختیم، وجود ندارد. آنها می گویند جمعیت جهان با نرخ بسیار کندی رو به افزایش بوده است. در عین حال، تعداد عرضهکنندگان محتوا به شکل شگفتانگیزی رشد کرده است. شبکههای تلویزیونی و رادیویی زیاد شدهاند. وبسایتها بیشتر شدهاند. سرویسهای پخش آنلاین فیلم رواج یافتهاند و هر روز هزاران بستر جدید برای عرضهٔ محتوا شکل میگیرد. وقتی مخاطب تقریباً ثابت مانده و تعداد رسانهها زیاد شده، میتوان گفت مخاطبها پخش شدهاند و رسانههای انبوه، کمتر از قبل مخاطب دارند.
امروزه بسیاری از کانالهای تلگرامی، پرمخاطبتر از برنامههای رادیویی و حتی تلویزیونی هستند. روزنامههایی داریم که تیراژشان با بازدید یک وبلاگ معمولی هم برابری نمیکند و اپلیکیشنهایی که تعداد نصبشان از بینندگان بخشهای خبری تلویزیون بیشتر است. حتی تولیدکنندگان برنامههای تلویزیون هم – که زمانی عمومی ترین رسانه جمعی بود – باید امیدوار باشند قطعههایی از برنامهشان در رسانههای دیگر پخش شود و اگر چنین نشود، ندیده و نشنیده باقی میمانند.
در چنین دورهای، یک نوع نگاه هم این است که بگوییم بسیاری از رسانههای انبوه سنتی از بین رفتهاند یا در حال افول هستند و آخرین سالهای پیش از مرگ خود را میگذرانند.
رسانه فردی چیست؟
بیشتر نظریهپردازان رسانه تأکید میکنند که اصطلاح «رسانه انبوه» زمانی به کار میرود که یک رسانه با مخاطب زیاد در اختیار یک «سازمان» باشد. یعنی شما باید یک شرکت، سازمان، کسبوکار، انتشارات یا مجموعهای از این دست باشید و از رسانه برای ارتباط با مخاطبان خود استفاده کنید.
در مقابل، وقتی کسی وبلاگ مینویسد، با موبایل پیامک میفرستد یا ایمیلی برای دیگران ارسال میکند، میگویند او از رسانهٔ شخصی یا رسانهٔ فردی استفاده کرده است.
حدود سه دهه پیش، اصطلاح رسانه فردی کاملاً شفاف بود و مشخصاً با رسانه جمعی مرز داشت. اما به مرور زمان، این مرز کمرنگتر شد. با گسترش اینترنت و فراگیر شدن لپتاپ و موبایل، دسترسی دیجیتالی رشد کرد و مخاطبان دیجیتال بیشتر شدند. سایتهای شخصی و اکانتهایی در شبکههای اجتماعی شکل گرفتند که مخاطبانشان از مخاطبان برنامههای رادیویی و تلویزیونی بیشتر بود. سلبریتیهایی که حضورشان دیگر به فیلمها و سینما محدود نبود و هر روز میتوانستند با میلیونها نفر از مخاطبانشان حرف بزنند.
رسانه های اجتماعی چه هستند؟
طی چند قرن اخیر، رسانه همواره یک سویه بوده است. کسانی که رسانه داشتند، از تریبون خود برای حرف زدن استفاده میکردند و کسانی هم که رسانه نداشتند، حداکثر میتوانستند شنونده و مخاطب باشند. با توسعه فناوری اطلاعات، شکل دیگری از رسانههای ارتباطی به وجود آمد که محدودیت قبلی را نداشت: رسانه های اجتماعی یا Social Media.
در رسانه های اجتماعی همه میتوانند حرف بزنند. شما میتوانید یکی از بزرگترین شبکههای خبری جهان باشید، اما باید بپذیرید که زیر هر پست یا توییتتان، هزاران و گاه صدها هزار نفر حرف بزنند و نظر خود را بگویند. ضمن این که نظرشان، پنهانی هم نیست و در صندوق پیشنهادات و انتقادات نمیافتد. بلکه در جمع ابراز میشود و همه میتوانند آن را ببینند.
درست است که در رسانه های اجتماعی هنوز هم رسانهدار در مقایسه با مخاطب، قدرت و تسلط بیشتری دارد و حرف او احتمالاً بیشتر از کامنتهای مخاطبان دیده و خوانده میشود، اما به هر حال این جنس رابطه دیگر چیزی نیست که مانند گذشته بتوان آن را یکطرفه اداره کرد.
شبکه های اجتماعی با رسانه های اجتماعی چه تفاوتی دارند؟
شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی آنقدر به هم شبیه هستند که بسیاری از ما دو اصطلاح Social Network و Social Media را مترادف فرض میکنیم و به جای یکدیگر به کار میبریم. با این حال، این شباهت صرفاً ظاهری است و نباید ما را فریب دهد.
در رسانهٔ اجتماعی، یک طرف خود را قدرتمندتر میبیند و میخواهد از پلتفرم برای ارتباط با مخاطبانش استفاده کند. البته که این ارتباط ممکن است دوطرفه هم باشد و مخاطب هم بتواند حرف بزند و اظهارنظر کند. اما قدرت همچنان در اختیار صاحب رسانه است.
در شبکه اجتماعی، همه خود را همسطح میبینند و آمدهاند تا با هم ارتباط داشته باشند؛ از حال یکدیگر مطلع شوند؛ و از یکدیگر بشنوند و با یکدیگر سخن بگویند.
بنابراین تفاوت در «ابزار» نیست. بلکه در شکل و شیوهٔ ارتباط و بهکارگیری ابزار است. اعضای خانواده، دوستان، افراد همفکر و دارای دغدغهها علاقههای مشترک، در شبکه های اجتماعی حضور دارند. آنها احوال یکدیگر را میپرسند و با هم حرف میزنند و از بودن کنار هم لذت میبرند. اما همین حضور، فضایی ایجاد میکند که عدهٔ دیگری هم بتوانند رسانههای خود را بسازند و با مخاطبانشان ارتباط برقرار کنند.
داستان «تیری که می خواست به کمان برگردد» می خواهد اجزای یک ارتباط رسانه ای را به کودکان بیاموزد و آنها را با رسانه به عنوان یک ابزار ارتباطی آشنا کند.









دیدگاهتان را بنویسید