×

فقط ۲۵ دقیقه!

  • کد نوشته: 831
  • ۱۵ بهمن ۱۴۰۳
  • 210 بازدید
  • ۰
  • این تجربه مشترک خیلی از ماست؛ تصویر والدینی که به هر دلیلی حوصله سر و کله زدن با بچه‌های‌شان را ندارند و مشکل را با یک موبایل، تبلت یا کنسول بازی حل می‌کنند! اینکه پدر یا مادر خسته وقتی بعد از یک روز پرکار به خانه می‌آید، توان بازی با بچه‌ها ندارد و برای اینکه […]

    فقط ۲۵ دقیقه!
  • این تجربه مشترک خیلی از ماست؛ تصویر والدینی که به هر دلیلی حوصله سر و کله زدن با بچه‌های‌شان را ندارند و مشکل را با یک موبایل، تبلت یا کنسول بازی حل می‌کنند!
    اینکه پدر یا مادر خسته وقتی بعد از یک روز پرکار به خانه می‌آید، توان بازی با بچه‌ها ندارد و برای اینکه خوشحال‌شان کند از موبایل و تبلت کمک می‌گیرد را حتما باید چاره کرد، اما دردمندی ماجرا اینجاست که والدینی برای اینکه خودشان در دام رسانه بیفتند، فرزندشان را هم اسیر همین دام می‌کنند. اینکه پدر یا مادری فرزندش را سرگرم بازی با یکی از چندین فناوری در دسترس کند تا وقت خودش خالی شود و قسمت تازه سریالی را ببیند یا «کلش آف کلنز» بازی کند، نشان می‌دهد ما حاضریم بچه‌های‌مان را به لذت‌ها و سرگرمی‌های سرانه‌های جدید بفروشیم. این روزها با گرم‌تر شدن هوا پارک‌ها شلوغ‌تر می‌شود، پر از بچه‌هایی که سرگرم بازی هستند، تصویر آشنای این چند‌ماه از سال است. حالا اگر گذرتان به پارک افتاد تعداد آنهایی که همراه بچه‌های‌شان می‌دوند و بازی می‌کنند را با آنهایی که در پارک هم قید تلفن همراه‌شان را نمی‌زنند مقایسه کنید.
    آن وقت می‌بیند چطور معنای «همراه» در زندگی در حال تغییر است. نتایج یک تحقیق نشان می دهد که ۵۶‌درصد از جوانان اوقات فراغت‌شان را با خانواده می‌گذرانند. این البته حتی خبر خوبی است اما مشکل اینجاست که اعلام شده در طول ٢۴ ساعت، والدین و فرزندان، تنها ٢۵ دقیقه با هم حرف می‌زنند. شک نکنید بقیه دقایق و ساعت‌های کنار هم‌بودن را یا تلگرام چک کرده‌اند، یا با تبلت بازی کرده‌اند و یا جدا از هم تلویزیون دیده‌اند. رسانه‌ها که روزگاری فاصله‌ها را کم‌می‌کردند، حالا فاصله‌های ما را عمیق‌تر از آن چیزی می‌کنند که فکرش را بکنیم. بگذارید این چند کلمه را با درسی که از دوستی گرفته‌ام تمام کنم. این دوست من گفت ۲نمایشگر کوچک تلویزیون از دوستش هدیه گرفته؛ از همین‌هایی که پشت صندلی ماشین نصب می‌کنند. بعد هم گفت به آنها احتیاجی ندارد. گفتم چرا خودت استفاده نمی‌کنی.گفت: «به اندازه کافی درگیر تلویزیون هستیم، دلم می‌خواهد وقتی با خانواده‌ام در خیابان هستیم یا به مسافرت می‌رویم بچه‌ها به جای دیدن باب اسفنجی و مردعنکبوتی، خیابان را نگاه کنند، مردم را ببیند، زندگی‌شان را تماشا کنند و درباره همین چیزها حرف بزنند.»

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *